تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
نشود ؛ مىتوانم كه در حضور أهل خبره تقسيم كنم ورسد خود را جدا نمايم ؟

جواب :

هرگاه قابل تقسيم باشد كه حصّهء شريك از حيّز انتفاع عرفى بيرون نرود أو را بر تقسيم ؛ جبر مىتوان كرد « 1 » ، واگر جابر تفاوت ما بين قيمت آن حصّه را - قبل از « إفراز » « 2 » وبعد از آن - به مجبور دهد ؛ أحوط وبهتر خواهد بود ، واللّه العالم .

سؤال قفو [ 186 ] :

مريضى مايملك خود را - از باغ وغيره - با برادرزادهء خود صلح مىكند به عوض مال المصالحة مبلغى معيّن ؛ يا هبهء معوّضه مىنمايد ، ودر ضمن العقد شرط مىكند كه ما دام الحيات خود ؛ آنها در تصرّف خودش باشد وبرادرزاده را دخلى نباشد ، وهرگاه در آن مرض بميرد أموال را برادرزاده متصرّف شود ، واز آن مرض چاق شد وأموال در تصرّف أو بوده وبعد از دو سال ديگر بيمار شد وبدون وصيّت وتجديد مصالحه فوت شد ، وهمشيره‌اى دارد لا غير ، آيا آن أموال به همشيره مىرسد يا به برادرزاده ؟

جواب :

هرگاه در ضمن عقد ؛ شرط شده كه ما دام الحيات در تصرّف مالكانهء أو باشد واگر در آن مرض نميرد برادرزاده را تسلّطى نباشد ، اين هر دو شرط باطل وموجب بطلان صلح مزبور مىشود على الأظهر ، وآنها به عنوان ارث به همشيره مىرسد ، ودر صورت هبه هرگاه به قبض متّهب نداده تا فوت شده ؛ آن نيز موجب تزلزل هبه است ووارث مىتواند كه آن را ندهد بلا خلاف « 3 » ، بلكه باطل است على الأظهر .

سؤال قفز [ 187 ] :

خانه‌اى بر سر زوجين با اطفالشان فرود آمده وهمه را كشته وزوج برادرى وزوجه مادرى دارد ، ميراث به كدامين مىرسد ؟
هامش
( 1 ) د ، ج ، ه‍ : نمود . ( 2 ) يعنى : جدا كردن چيزى از چيز ديگر ( فرهنگ معين : 1 / 313 ) . ( 3 ) تذكرة الفقهاء : 2 / 417 .