مسطوره دو ثلث از ورثهء زيد ، ويك ثلث از بكر باشد ، وبكر ده سال خدمت كرده كه زيد متوفّى شده بعد از آن ؛ دو سال ديگر را خدمت نموده ، والحال مىنمايد كه خانه وباغ را حصّه مىنمائيم ورثهء زيد در جواب مىنمايند كه : والد ما پوچ « 1 » كرده ، همين حصّهء زوجهء خود به تو مىرسد ، چه نحو ميان ايشان طي مىشود ؟
جواب :
به حسب ظاهر صورت شرعية ندارد ، مگر آنكه به نهج شرعي شده باشد وبايد كه آن معلوم شود ، وبر تقدير آنكه بكر خود را به اجارهء دوازدهساله داده باشد ؛ به إزاء يك ثلث از أمور وأشياء مذكورهء مجهولة العين والمقدار ، ظاهرا اجاره باطل ومستحق أجرة المثل است از زيد نسبت به ده سالى كه زيد موجود بوده ، ودر دو سال بعد هرگاه به اذن ورثه خدمت نموده مستحق أجرة المثل دوساله از ورثه مىشود ، وهرگاه زيد در حين موت گفته باشد كه ثلث مال أو را به بكر دهند ، وورثه قبول كرده باشند كه به إزاء حق أو بدهند ، وأو نيز راضى باشد ، شايد لازم باشد كه ثلث را به أو بدهند ، والا همان أجرة المثل را مىتواند گرفت ، وصبيّه حصّهء ارثيهء خود را مستحق است ، خواه ثلث به شوهر برسد يا نه ، واللّه العالم .
سؤال قسح [ 168 ] :
هرگاه كسى با ديگرى مصالحه كند در امرى ، ومطّلع از كميّت وجه مدّعى به نباشد ، وبعد از طىّ مصالحه معلوم شد كه وجه صلح ؛ بيش از وجه مدّعى به بوده آيا خيار فسخ دارد يا نه ؟
جواب :
هرگاه در حين صلح استعلام مقدار مدّعى به ممكن بوده وننمودهاند ، ظاهرا اختيار فسخ دارد والا فلا ، واللّه العالم .
سؤال قسط [ 169 ] :
در ديت قتل كه در شرع مقدّس مقرّر گرديده كه
هامش
( 1 ) پوچ - بيهوده ( فرهنگ معين : 1 / 826 ) .