باشد وبس ، بايد عزم دادن كفّاره نيز كند .
واگر هم قضادار وهم كفّارهدار است مثل خوردن روزهء ماه مبارك رمضان بدون عذر شرعي بايد عازم بر قضاء كفّاره نيز باشد .
واگر حق اللّه وحقّ الناس است نسبت به حق اللّه توبه كند به نحوى كه مذكور شد ، واما حقّ الناس ، پس يا مالي است ، يا غير مالي ، غير مالي مثل اين است كه : كسى را فحش دهد وكسى را كه حرامزادگى أو معلوم نباشد ؛ حرامزاده گويد يا ولد الزنا گويد ، يا كسى را كه قرمساقى أو معلوم « 1 » نباشد قرمساق گويد ، وهمچنين كسى را بدون جهت شرعي اذيّت غير مالي رساند مثل زدن وغيبت كردن ، پس صحّت توبه در اين صورتها موقوف است بر آنكه آن شخص را راضى كند تا أو را حلال كند « 2 » واگر فحش « 3 » موجب حدّ شرعي باشد وآن شخص مطالبهء حدّ كند بايد عازم بر أطاعت باشد وگردن نهد ، واگر آن شخص را نشناسد يا دستش به أو نرسد از براي أو دعا واستغفار وخيرات كند كه در قيامت ثواب آنها را به أو دهند « 4 » تا راضى شود يا خدا أو را راضى كند .
هامش
( 1 ) ه : ثابت .
( 2 ) رضايت گرفتن از مغتاب ( شخص غيبت شده ) در صورتي واجب است كه مغتاب از غيبت اطلاع حاصل كرده باشد ولى اگر غيبت بگوشش نرسيد - همانطورى كه علّامه در شرح تجريد وبزرگان ديگر در كتب مربوطه فرمودند - لازم نيست غيبتكننده به مغتاب بگويد از شما غيبت كردم وبه من رضايت بده بلكه در پيشگاه خدا براي مغتاب استغفار وطلب بخشش كند كافى است ، واگر تهمت بود وبگوش متهم نرسيده پيش آن كس كه آن تهمت را نقل كرده لازم است بگويد : دروغ گفتم اما لازم نيست به شخص متهم بگويد به شما تهمت زدم وبنده را ببخشيد ، البتة در پيشگاه خدا توبه مىكند ( شرح تجريد : 449 ) .
واگر احتمال داشته باشد كه رضايت گرفتن زمينهء كينه وعداوت را فرآهم نمايد باز طلب مغفرت براي مغتاب و . . . كافى است ( جامع السعادات : 2 / 242 ) .
( 3 ) ب ، د : فحشش .
( 4 ) الف ، ج ، د : دهد .