تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
كفائي را ترك كردن تا انقضاء وقتش ، وهمچنين زنا كردن با رضاى زانيه وأمثال اينها ، در توبه از اينها همان پشيمانى وعزم بر نكردن كافيست ، لكن در افتاء به غير حق اعلام مستفتى - مهما أمكن - واجب است . واگر آن گناه تدارك‌بردار است مثل : حقوق اللّه مالي از زكات وخمس وكفّارات واجبه ، مثل كفارهء « 1 » روزه وقتل به غير حق وأمثال اينها ، وهمچنين حجّ ؛ هرگاه از سال استطاعت به تأخير انداخته باشد وهمچنين نماز زلزله « 2 » هرچند به سبب عذر شرعي مثل حيض ونفاس وفقدان طهور ؛ نكرده باشد ، توبه از آنها موقوف بر عزم بر أداء آنهاست با پشيمانى . واگر قضادار است وبس ؛ مثل ترك أكثر نمازهاى واجبي ؛ بايد عزم بر قضا نيز كند . واگر كفّاره‌دار است وبس ؛ مثل مخالفت نذر وعهد وقسم در أكثر صور ، وهمچنين در قسم خوردن به عنوان بيزارى از خدا ورسول وائمهء هدى عليهم السّلام - بنابر مشهور « 3 » - وهمچنين در بريدن ، يا تراشيدن زنى موى سر خود را در مصيبتى يا روى خود را خراشيدن ؛ در آن ، يا پاره كردن ويا چاك نمودن مردى گريبان جامه ورخت خود را در مرگ فرزند يا زن خود ، - بنابر اشهر اظهر « 4 » - وهمچنين در وطى حايض ونفساء وارتكاب محرّمات احرام كه موجب كفّاره
هامش
( 1 ) ب : كفارات . ( 2 ) نماز زلزله به عنوان مثال ذكر شد ، واين حكم در تمام نمازهاى آياتي كه قضا ندارند مانند هر چيزى كه مخوف آسمانى است مثل وزش باد سياه ، سرخ ، زرد ، تاريكى شديد ، هر صاعقه وصداهاى وحشتناك ، وآتشى كه در آسمان ظاهر مىشود به نظر عده‌اى از بزرگان جارى است . مفتاح الكرامة : 3 / 216 و 220 . ( 3 ) غنيه : 555 . توضيح : در غنيه ادعاى اجماع مىكند ولى در « شرائع : 3 / 181 وقيل تجب بها كفارة ظهار ) براي توضيح بيشتر مراجعه شود به « تنقيح الرائع : 3 / 395 » و « رياض المسائل : 2 / 205 » . ( 4 ) شرح لمعه : 3 / 16 ، رياض المسائل : 2 / 207 .