تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
پنجم : « هرّ » ناخوش داشتن و « برّ » اكرام نمودن « 1 » . ششم : مراد از « هرّ » چيزى است كه موجب شرارت وبىحيائى مىشود ، و « برّ » چيزى است كه موجب نيكى واحسان مىگردد « 2 » . وبر تقدير فتح هر دو ؛ « هرّ » به معنى كراهت وشرّ است و « برّ » به معنى محبّت وخير است « 3 » . وبر تقدير ضمّ هر دو ؛ « هرّ » چيزى است شبيه برّ ، و « برّ » گندم است . از آنچه گفتيم معلوم شد كه كم كسى هرّ وبرّ را شناخته است .

سؤال قيز [ 117 ] :

هرگاه بعضي از اعضاى غسل يا وضو جبيره باشد ونزع آن به جهت شكسته يا جراحت مضرّ باشد يا ممكن نباشد ؛ چه كند ؟

جواب :

هرگاه طاهر باشد يا تطهيرش ممكن بود ؛ بعد از تطهير واجراى آب بر آن غسل وضوء وغسل را به عمل آورد ، واگر رسانيدن آب مضرّ يا ممتنع باشد ، به دست تر به نيّت مسح جبيره را مسح كند ، واگر جبيره نجس باشد وتطهيرش ممكن نباشد چيز پاكى بر آن گذارد وبر آن مسح كند ، وهمچنين در مواضع ممسوحه در وضوء ، واگر در جبيره عدول به تيمّم كند نيز جايز است - على اشكال - وأحوط عدم عدول است با امكان طهارت به مسح جبيره ، وغايت احتياط جمع است ميان هر دو .

سؤال قيح [ 118 ] :

هرگاه سگى تنورى « 4 » را بليسد تطهير آن به چه نحو بايد كرد ؟

جواب :

بعد از ازالهء لعاب دهنش هرگاه در آنجا باشد به اجراء كرّ يا جارى يا باران ؛ بلا شبهه پاك مىشود . ودر تطهيرش به آب قليل خلاف واشكال
هامش
( 1 ) تاج العروس : 10 / 164 . ( 2 ) أقرب الموارد : 2 / 1384 ( با اندكى اختلاف ) . ( 3 ) أقرب الموارد : 1 / 37 . ( 4 ) حجري : پيسوزى .