حياضه ، و أتأق الحياض بمواتحه . ( 9 ) ثمّ جعله لا انفصام لعروته ، و لا فكّ لحلقته ، و لا انهدام لأساسه ، و لا زوال لدعائمه ، و لا انقلاع لشجرته ، و لا انقطاع لمدتّه . ( 10 ) و لا عفاء لشرائعه ، و لا جذّ لفروعه ، و لا ضنك لطرقه ، و لا وعوثة لسهولته ، و لا سواد لوضحه ، و لا عوج لانتصابه ، و لا عصل في عوده ، و لا وعث لفجهّ ، و لا انطفاء لمصابيحه ، و لا مرارة لحلاوته . ( 11 ) فهو دعائم أساخ في الحقّ أسناخها ، آن كس را كه تشنه شد [ ه بود ] از حوض هاى او ، و پر كرد حوض ها را به دلوهاى خود . ( 9 ) پس گردانيد او را [ آن چنان كه ] نيست شكسته شدن بر اصل و استوارى او را ، و نه رها شدن مر حلقهء او را ، و نه ويران شدن مر بنياد او را ، و نيست زوال مر ستون هاى او را ، و نه بركندن مر درخت او را ، و نه منقطع شدن مر مدّت او را . ( 10 ) و نه نابديد شدن مر نهادهاى او را ، و نيست بريدن مر شاخههاى او را ، و نه تنگى مر راههاى او را ، و نه درشتى و نه نرمى ريگ است كه قدم در وى فرو رود [ مر ] نرمى آن اسلام را ، و نه سياهى مر روشنى او را ، و نه كژى مر راستى و بلندى او را ، و نه كژ دستكى در چوب او [ را ] ، و نه صعوبت و درشتى مر راه فراخ او را ، و نه فرو مردن است مر چراغ هاى او را ، و نه تلخى است مر شيرينى او را .
( 11 ) پس آن اسلام [ را ] ستون ها است ، كه استوار كرد [ خداوند تعالى ] در [ راه ] حق بيخهاى او را ، و ثابت
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٤