فقال عليه السّلام : ويحك إنّ لكلّ أجل وقتا لا يعدوه ، و سببا لا يتجاوزه . فمهلا لا تعد لمثلها ، فإنّما نفث الشّيطان على لسانك ( 22 )
194 - و من خطبة له عليه السلام يصف فيها المنافقين
نحمده على ما وفّق له من الطّاعة ، و ذاد عنه من المعصية ، و نسأله لمنتّه إتماما ، و بحبله اعتصاما . ( 1 ) و نشهد أنّ محمّدا عبده امير مؤمنان پس گفت امير [ مؤمنان ] عليه السّلام : واى ترا بدرستى كه مر هر اجلى را وقتى است كه تجاوز نكند از آن ، و سببى است كه در نگذرد از آن سبب ، [ پس ] آهسته باش اعاده مكن به مثل آن [ سخنان ] ، بدرستى كه در دميد ديو بر زبان تو . ( 22 ) 194 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ، كه ] صفت كند در او منافقان را : حمد گويم او را بر آنچه توفيق داد بر آن چيز [ بنده را ] از طاعت [ و فرمان بردارى ] ، و [ بر آنچه ] وا راند از آن از معصيت و نافرمانى ، و سؤال كنيم او را براى عطاء او تمام كردنى ، و به ريسمان او چنگ در زدنى . ( 1 ) و گواهى دهيم ما بدرستى كه محمد