تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
الغافلين . ( 15 ) يعفو عمّن ظلمه ، و يعطي من حرمه ، و يصل من قطعه ، بعيدا فحشه ، ليّنا قوله ، غائبا منكره ، حاضرا معروفه ، مقبلا خيره ، مدبرا شرهّ . ( 16 ) في الزّلازل وقور ، و في المكاره صبور ، و في الرّخاء شكور . لا يحيف على من يبغض ، و لا يأثم فيمن يحبّ . ( 17 ) يعترف بالحقّ قبل أن يشهد عليه ، لا يضيع ما استحفظ ، و لا ينسى ما ذكّر ، و لا ينابز بالألقاب ، و لا يضارّ بالجار ، و لا يشمت بالمصائب ، و لا يدخل في الباطل ، و لا يخرج من الحقّ . ( 18 ) إن صمت لم يغمهّ صمته ، و إن ضحك لم يعل صوته ، و إن بغي عليه صبر حتّى يكون اللّه هو الّذي ينتقم له . ( 19 ) نفسه منه في عناء ، [ جملهء ] غافلان . ( 15 ) عفو كند از آن كس كه ظلم كرد با او ، و بدهد آن كس را كه محروم كند او را ، و بپيوندد به آن كس كه قطع كند او را ، دور باشد زشت گفتن [ او ] ، نرم باشد گفتار او ، ناپيدا باشد [ كارهاى ناشايسته و ] ناشناختهء او ، حاضر [ و نمايان ] باشد نيكوئى او ، رو آورنده [ است ] خير او ، پشت فر [ و ] كننده [ است ] بدى او . ( 16 ) در زلزله‌هاى وسواس آهسته باشد ، و در مكروهات صابر باشد ، و در آسايش شاكر باشد ، ظلم نكند بر آن كس كه دشمن دارد [ او را ] ، و بزه‌مند نشود در آنچه دوست دارد . ( 17 ) مقر شود به حق پيش از آن كه گواه آرند و را بر او ، ضايع نكند آنچه نگهداشت خواهند از او ، و فراموش نكند آنچه با ياد دهند او را ، و نخواند [ مردم را ] به لقب هاى بد ، و گزند نرساند به همسايه ، و شماتت نكند به مصيبت ها ، و در نرود در باطل ، و بيرون نرود از حق . ( 18 ) اگر خاموش شود اندوهگن نكند او را خاموشى او ، و اگر بخندد بلند نشود آواز او ، و اگر ظلم كنند بر او صبر كند تا كه باشد خدا - او - آنك كينه كشد براى او . ( 19 ) نفس او از او در رنج باشد ، و
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 57 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6