تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
جهنّم و شهيقها في أصول آذانهم ، فهم حانون على أوساطهم ، مفترشون لجباههم و أكفّهم و ركبهم ، و أطراف أقدامهم ، يطلبون إلى اللّه في فكاك رقابهم . ( 8 ) و أمّا النّهار فحلماء علماء ، أبرار أتقياء ، قد براهم الخوف بري القداح ينظر إليهم النّاظر فيحسبهم مرضى ، و ما بالقوم من مرض ، و يقول : قد خولطوا ، و لقد خالطهم أمر عظيم . ( 9 ) لا يرضون من أعمالهم القليل ، و لا يستكثرون الكثير ، فهم لأنفسهم متّهمون ، و من أعمالهم خوف باشد ، ميل كند وا آن گوش هاى دل هاى ايشان ، و گمان برند كه بدرستى كه نالهء دوزخ و شهقه و بانگ آن در اصل هاى گوش هاى ايشان است ، پس ايشان دو تو شوندگان باشند بر ميانه‌هاى خود [ در نماز ] ، به زمين گسترندگان پيشانى هاى خود را و پنجه‌هاى خود را و زانوهاى خود را ، و كناره‌هاى قدم هاى خود [ را ] ، و طلب مى كنند ايشان وا خدا در خلاص دادن گردن هاى خود . ( 8 ) و امّا در روز پس حليمان باشند [ و ] علما ، نيك مردان [ و ] پرهيزكاران ، بدرستى كه بتراشيده باشد ايشان را ترس چون تراشيدن تيرها ، نظر كند به ايشان نظر كننده ، پس پندارد ايشان را بيماران ، و نباشد بدان قوم از بيمارى ، و گويد : بدرستى كه آميخته‌اند به عقل ايشان جنون [ را ] ، و بدرستى كه آميخته شد [ به ايشان ] كارى بزرگ از احوال معاد . ( 9 ) نپسندند ايشان از اعمال اندك را ، و بسيار نشمرند عمل بسيار را ، پس ايشان بر نفس هاى خود تهمت برندگان باشند ، و از عمل هاى ايشان ترس كاران باشند ، و چون مدح گويند
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 54 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6