و ملبسهم الاقتصاد ، و مشيهم التّواضع . ( 2 ) غضّوا أبصارهم عمّا حرّم اللّه عليهم ، و وقفوا أسماعهم على العلم النّافع لهم ، نزلت أنفسهم منهم في البلاء كالّذي نزلت في الرّخاء . ( 3 ) لولا الأجل الّذي كتب اللّه لهم لم تستقرّ أرواحهم في أجسادهم طرفة عين ، شوقا إلى الثّواب ، و خوفا من العقاب ، عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم ، فهم و الجنّة كمن قد رآها ، فهم فيها منعّمون ، و هم و النّار كمن قد رآها ، فهم فيها معذّبون . ( 4 ) قلوبهم محزونة ، و شرورهم مأمونة ، و أجسادهم نحيفة ، و حاجاتهم خفيفة ، و أنفسهم عفيفة ، صبروا أيّاما قصيرة أعقبتهم راحة طويلة ، ايشان را ، پس پرهيزكاران در اين دنيا ، ايشان اهل فضيلت هااند ، سخن ايشان راست و صواب باشد ، و لباس ايشان ميانه نگاه داشتن ، و رفتن ايشان فروتنى نمودن . ( 2 ) فاهم گرفتند چشم ها را ايشان از آنچه حرام كرد خدا بر ايشان ، و بداشتند گوش خود را بر علمى سود كننده مر ايشان را ، فرو آمد [ و راضى شد به حكم خدا ] نفس هاى ايشان از [ براى ] ايشان در بلا و سختى ، همچو آن ها كه فرو آمد [ نفس هاى ايشان ] در آسايش . ( 3 ) اگر نه اجل بودى آنك بنوشت خدا مر ايشان را ، قرار نگرفتى جان هاى ايشان در تنهاى ايشان به [ قدر ] نگرستن چشمى ، [ به جهت ] شوق وا ثواب ، و ترس از عقوبت ، بزرگ آمد آفريدگار در نفس هاى ايشان ، پس خرد نمو [ د ] آنچه جز اوست در چشم هاى ايشان ، پس ايشان و بهشت چون [ نسبت ] كسى [ است ] كه بيند آن را ، ايشان در آن جا خوش عيش كنندگان ، و ايشان و دوزخ چون كسى [ است ] كه بيند آن را پس ايشا [ ن ] در آن جا عذاب كردگان .
( 4 ) باشد دل هاى ايشان اندوهگن شده ، و [ مردم ] از بدى هاى ايشان ايمن شده ، و تنهاى ايشان نزار شد [ ه ] و حاجت هاى ايشان سبك شد [ ه ] و نفس هاى ايشان پاك شده از معصيت ، صبر كردند ايشان [ در ] روزهاى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٢