تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
قول الّنبىّ صلى اللّه عليه و آله ، و قد رأى مجتلد الناس يوم حنين و هي حرب هوازن : « الآن حمى الوطيس » و الوطيس : مستوقد النار ، فشبه « ع » ما استحر من جلاد القوم باحتدام النار و شدة التهابها . ( 4 ) انقضى هذا الفصل ، و رجعنا إلى سنن الغرض الأول في هذا الباب .

تتمهء حكمت ها

122 -

و قال عليه السلام : لما بلغه اغارة أصحاب معاوية على الأنبار ، فخرج بنفسه ماشيا حتى أتى النّخيلة . ( 1 ) فأدركه الناس ، و قالوا : يا أمير المؤمنين نحن نكفيكهم ، فقال عليه السلام : رنگ آن . ( 3 ) و از آنچه قوّت مىدهد اين [ قول را ] ، گفتن پيغمبر - صلعم - [ است ] ، و بدرستى كه ديد شمشير زدن مردمان را روز جنگ حنين - نام موضعى [ است ] - و آن بود حرب هوازن : « اكنون گرم شد تنور حرب » و وطيس : جاى افروختن آتش است ، پس مانند كرد - عليه السّلام - آنچه گرم شود از شمشير زدن قوم به زبانه زدن آتش و سختى آلت آن [ حرب ] به آن [ آتش ] . ( 4 ) به آخر رسيد اين فصل و باز [ مى ] گرديم وا راه غرض و مقصود اوّل در اين باب . 122 - [ و گفت او - عليه السّلام ] : آن گاه كه برسيد به او [ خبر ] غارت كردن اصحاب معاويه بر انبار - اسم بلد [ ى است ] - پس بيرون شد به نفس خود [ در حالى كه ] رونده [ بود ] ، تا كه آمد به نخيله - اسم جايگاهى [ است ] . ( 1 ) پس برسيدند به او مردمان ، و گفتند : يا امير مؤمنان ما [ نگهدارى و ] كفايت كنيم تو را از ايشان ، پس گفت - عليه السّلام : بحقّ خدا كه كفايت نمى كنيد شما مرا [ در