مثل الفراتيّ إذا ما طما يقذف بالبوصيّ و الماهر ( 4 ) و الجدّ : البئر العادية في الصحراء ، و الظنون : الذى لا يعلم هل فيها ماء أم لا .
7 - و فى حديثه عليه السلام
أنه شيّع جيشا يغزيه فقال : أعذبوا عن النّساء ما استطعتم . ( 1 ) و معناه : اصدفوا عن ذكر النساء و شغل القلوب بهن ، و امتنعوا من المقاربة لهن ، لأن ذلك يفتّ في عضد الحميّة ، و يقدح في معاقد العزيمة ، و يكسر عن العدوّ و يلفت عن الإبعاد في الغزو . ( 2 ) و كل من امتنع من شيء فقد اعذب عنه . و العاذب و العذوب : دور ] باشد او [ از ] باران ابر بارنده - مانند فرات [ است كه ] چون رفيع و بلند شود آب او ، بيندازد نوعى كشتى را و شناوگر استاد [ را ] . ( 4 ) و جدّ : چاه [ كهنه ] است [ در بيابان ] . و ظنون ، آنك ندانند كه هست در آن چاه آب يا نيست 7 - و در حديث او - عليه السّلام - [ است ] ، بدرستى كه او پس مى رفت به لشكرى [ كه ] به غزا مى فرستاد ، پس گفت : رو بگردانيد از زنان مدّتى كه توانيد شما . ( 1 ) [ سيد مى فرمايد ] : و معنى آن است كه باز ايستيد از ذكر زنان ، و مشغول كردن دل ها به ايشان ، و باز ايستد از نزديكى كردن مر ايشان را ، [ زيرا ] بدرستى كه آن [ نزديكى ] ضعيف كند با زوى حميّت [ را ] ، و بشكند در جاى هاى بستن عزيمت و قصد ، و بشكند [ آن كس ] از دشمن ، و بگرداند از دور در رفتن در غزا . ( 2 ) و هر كه باز دارد [ خود را ] از چيزى ، [ گويند ] : فقد أعذب عنه ،