بما استوحش منه الجاهلون ، و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحهم معلّقة بالمحلّ الأعلى . ( 12 ) أولئك خلفاء اللّه في أرضه ، و الدّعاة إلى دينه . آه آه شوقا إلى رؤيتهم انصرف إذا شئت يا كميل . ( 13 )
74 -
و قال عليه السلام : المرء مخبوّ تحت لسانه .
75 -
و قال عليه السلام : هلك امرؤ لم يعرف قدره .
76 -
و قال عليه السلام لرجل سأله أن يعظه : نرم شمردند آنچه كه دشوار شمردند آن را دنه گرفتگان ، و انس گرفتند به آنچه وحشت گرفتند از [ آن ] جاهلان ، و صحبت كردند با دنيا به تن ها كه جان هاى ايشان آويخته است به جايگاه بلندتر . ( 12 ) آن هااند خليفگان خدا در زمين او ، و وا خوانندگان وا دين [ او ، آه آه بسيار ] شوق [ دارم ] به ديدن ايشان ، باز گرد چون خواهى تو اى كميل . ( 13 ) 74 - و گفت - عليه السّلام : مرد پنهان شده است [ در ] زير زبان خود .
75 - و گفت او - عليه السّلام : هلاك شد مردى كه نشناخت قدر خود را .
76 - و گفت - عليه السّلام - مر مردى كه سؤال كرد او را كه وعظ گويد او را :