تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
لحملة الحقّ ، لا بصيرة له في أحنائه ، ينقدح الشّكّ في قلبه لأوّل عارض من شبهة . ألا لا ذا و لا ذاك أو منهوما باللّذّة ، سلس القياد للشّهوة . ( 8 ) أو مغرما بالجمع و الادّخار ، و ليسا من رعاة الدّين في شيء ، أقرب شيء شبها بهما الأنعام السّائمة كذلك يموت العلم بموت حامله . ( 9 ) اللّهمّ بلى لا تخلو الأرض من قائم للهّ بحججه ، إمّا ظاهرا مشهورا ، به ] فرمان بردار [ ى ] براى حملهء حق [ كه ] نيست علمى مر او را در جوانب او ، و او را افزوده [ و ] ظاهر شود شك در دل او مر اوّل روز آورندهء از شبهت . بدان كه نه اين [ فرمان بردار ] و نه آن [ تيز فهم از حاملان علم اند ] ، يا [ مى رسم به كسى كه ] حريص شده به لذّت شهوانى [ و ] نرم كشش [ است ] براى شهوت ( 8 ) يا حريص شده به گرد آوردن [ مال ] و يخنى نهادن ، و نيستند از نگهدارندگان دين در چيزى ، كه نزديك ترين چيزى [ كه ] مانند شده به ايشان چهار پايان چرا كننده [ اند ] ، همچنين بميرد علم به مردن بر دارندهء آن . ( 9 ) اى بار خدا آرى خالى نشود زمين از قايمى مر