تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
و لا يتّعظ ، و هو بالقول مدلّ ، و من العمل مقلّ ، ينافس فيما يفنى ، و يسامح فيما يبقى . ( 7 ) يرى الغنم مغرما ، و الغرم مغنما ، يخشى الموت ، و لا يبادر الفوت ، يستعظم من معصية غيره ما يستقلّ أكثر منه من نفسه ، و يستكثر من طاعته ما يحقرّه من طاعة غيره ، فهو على النّاس طاعن ، و لنفسه مداهن . ( 8 ) اللّهو مع الأغنياء أحبّ إليه من الذّكر مع الفقراء ، و يحكم على غيره لنفسه ، و لا يحكم عليها لغيره ، و يرشد غيره و يغوي نفسه ، فهو يطاع و يعصي ، و يستوفي و لا يوفي ، و يخشى الخلق من غير ربهّ و لا يخشى ربهّ في خلقه . ( 9 ) مردمان ] و [ خود ] اعتبار نكند ، و مبالغه كند در پند دادن و قبول نكند وعظ را ، و او به گفتار [ خود ] اعتماد كننده و از عمل اندك . رغبت كند در آنچه [ كه ] نيست شود ، و آسان فرا گيرد در آنچه باقى ماند . ( 7 ) بيند دادن حقوق را خسارت ، و زيان كارى را غنيمت . ترسد مرگ را و پيشى نگيرد فوت طاعت را ، بزرگ شمرد از معصيت غير خود آن چه [ كه ] اندك شمرد بيشتر از آن [ را ] از نفس خود ، و بسيار شمرد از طاعت خود آن چه [ كه ] حقير شمرد از طاعت غير خود ، پس او بر مردمان عيب گوينده [ و ] براى نفس خود خيانت كننده . ( 8 ) بازى [ كردن ] با توانگران دوست تر باشد به او از ذكر [ خدا ] با فقرا . حكم كند بر غير خود براى [ فراغت ] نفس خود ، و حكم نكند بر آن نفس براى غير خود ، و راه نمايد غير خود را و بى راه كند نفس خود را . پس او را فرمان برند و او [ خود ] عصيان كند ، و فرا گيرد تمام و [ خود ] تمام ندهد ، و بترسد خلق را از غير خداى خود و نترسد پروردگار خود را در [ كار ] خلق [ او ] . ( 9 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 481 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6