- ما أضمر أحد شيئا إلّا ظهر في فلتات لسانه ، و صفحات وجهه .
- امش بدائك ما مشى بك . ( 3 ) - أفضل الزّهد إخفاءه .
- إذا كنت في إدبار ، و الموت في إقبال ، فما أسرع الملتقى ( 4 ) - الحذر الحذر فو اللّه لقد ستر ، حتّى كأنهّ قد غفر . ( 5 )
15 -
سئل عنه عليه السّلام عن الإيمان ، فقال : الإيمان على أربع دعائم : - در دل نياورد يكى چيزى را الّا كه ظاهر شود در انداختههاى زبان او ، و [ در ] پوست هاى روى او .
- برو به درد خود مدّت آنك تا برود به تو . ( 3 ) - فاضل ترين زهد پنهان داشتن زهد باشد .
- چون باشى تو در پشت به دادن [ عمر ] ، و مرگ در رو آوردن [ باشد به تو ] ، پس چه زود بود به هم رسيدن . ( 4 ) - پرهيز كنيد پرهيز كنيد به خدا [ سوگند ] ، بدرستى كه بپوشيد [ خدا گناهان را ] تا [ جايى ] كه گوييا كه او بدرستى كه بيامرزيد [ ه است آن را ] . ( 5 ) 15 - [ پرسيدند از وى - عليه السّلام - از ايمان ] ، پس گفت : كه ايمان بر چهار