تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
و أرضاه يوم القيامة . ( 8 ) و الكفر على أربع دعائم : على التّعمّق ، و التّنازع ، و الزّيغ ، و الشّقاق : فمن تعمّق لم ينب إلى الحقّ ، و من كثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحقّ ، و من زاغ ساءت عنده الحسنة ، و حسنت عنده السّيّئة ، و سكر سكر الضّلالة ، و من شاقّ و عرت عليه طرقه ، و أعضل عليه أمره ، و ضاق مخرجه . ( 9 ) و الشّكّ على أربع شعب : على التّماري ، و الهول ، و التّردّد ، و الاستسلام : فمن جعل المراء ديدنا لم يصبح ليله ، و من هاله ما بين يديه نكص على عقبيه ، دارد فاسقان را و خشم گيرد براى خدا ، خشم كند خدا براى او و راضى شود از او [ در ] روز قيامت . ( 8 ) و كافرى بر چهار ستون ها است : بر دور در شدن در چيزى ، و اختلاف در دين ، و بگرديدن از حق ، و مخالفت . پس هر كه دور در شود [ به جور ] باز نگردد وا حق ، و هر كه بسيار شود منازعهء او به جهل و نادانى ، دايم باشد كورى او از حق ، و هر كه برگردد از حق بد شود نزديك او نيكوئى ، و نيك شود نزديك او بدى و مست شود [ به ] مستى گمراهى ، و هر كه مخالفت كند با حق خالى آيد بر او راه‌هاى حق ، و مشكل و سخت شود بر او كارهاى او و تنگ شود جاى بيرون رفتن او . ( 9 ) و شك بر چهار شاخه‌ها [ است ] : بر مخاصمه دور در شدن در بى راهى ، و ترسيدن ، و آمد [ و ] شد كردن ، و گردن نهادن ، پس هر كه گرداند خصومت را عادت [ خود ] ،