و لا تقطعنّ لأحد من حاشيتك و حامّتك قطيعة . ( 88 ) و لا يطمعنّ منك في اعتقاد عقدة ، تضرّ به من يليها من النّاس ، في شرب أو عمل مشترك ، يحملون مئونتهم على غيرهم ، فيكون مهنأ ذلك لهم دونك ، و عيبه لك في الدّنيا و الآخرة . ( 89 ) و ألزم الحقّ من لزمه من القريب و البعيد ، و كن في ذلك صابرا محتسبا ، واقعا ذلك من قرابتك و خواصّك حيث وقع ، و ابتغ عاقبته بما يثقل عليك منه ، فإنّ مغبّة ذلك محمودة . ( 90 ) كه قطع كنى آن را براى او . ( 88 ) و بايد كه طمع نكنند از [ جانب ] تو در قرار دادن و بستن كارى كه گزند رساند به آن كس كه در پهلوى آن باشد از مردمان در نصيب آب يا كارى انباز شده كه برنهند رنج شان را بر غير خود ، پس باشد خوشگوارى آن مر ايشان را جز تو را ، و عيب آن مر تو را باشد در دنيا و آخرت . ( 89 ) و لازم گردان حق را كسى را كه لازم بود او را از نزديك و دور ، و باش در آن [ كار ] صبر كننده [ و ] طلب كنند [ هء مزد از خدا ، در حالى كه ] واقع شوند [ ه باشد ] آن [ الزام حق به ] نزديكان تو و خاصّان تو هر جا كه واقع شود ، و بجوى سرانجام آن را به آنچه [ كه ] گران شود بر تو از او ، [ پس ] بدرستى كه عاقبت آن ستوده باشد . ( 90 ) و
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٥٩