تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
بالأمانة وجها ، فإنّ ذلك دليل على نصيحتك للهّ و لمن ولّيت أمره . ( 65 ) و اجعل لرأس كلّ أمر من أمورك رأسا منهم ، لا يقهره كبيرها ، و لا يتشتّت عليه كثيرها ، و مهما كان في كتّابك من عيب فتغابيت عنه ألزمته . ( 66 ) ثمّ استوص بالتّجّار و ذوي الصّناعات ، و أوص بهم خيرا ، المقيم منهم و المضطرب بماله ، و المترفّق بيديه ( 67 ) فإنّهم موادّ المنافع ، و أسباب المرافق ، و جلّابها من المباعد و المطارح ، في برّك و بحرك ، و سهلك و جبلك ، و حيث لا يلتئم النّاس لمواضعها به [ حفظ ] امانت وجهى ، بدرستى كه آن دليل است بر نيك خواهى تو مر خدا را و مر آن كس را كه والى گردانيد تو را به كار او . ( 65 ) و بگردان براى سر هر كارى از كارهاى تو سرى از ايشان ، كه قهر نكند او را بزرگ آن [ كار ] ، و پراكنده نشود بر او بسيار آن ، و هرگاه كه باشد در كاتبان تو عيبى پس غافل شوى تو از او ، لازم كنند تو را آن عيب [ در آخرت ] . ( 66 ) پس وصيّت قبول كن به بازرگا [ نا ] ن و خداوندان صنعت ها ، و وصيّت كن به ايشان به خير : [ آن كس كه ] اقامت كننده [ است ] از ايشان و [ آن كه ] مسافر [ است در بلدان ] به مال خود و كسب كننده [ است ] به هر دو دست خود . ( 67 ) بدرستى كه ايشان مادهّء منفعت هااند ، و اسباب منافع ، و كشندگان او از جايگاه دور و [ از ] جاى هاى [ به هلاكت ] انداخته ، سفر [ كنند ] در بيابان و دريا [ ى تو ] ، و زمين نرم و كوه تو و هر كجا كه جمع نشوند مردمان به آن