ثمّ الصق بذوي الأحساب ، و [ أهل ] البيوت الصّالحة و السّوابق الحسنة ، ثمّ أهل النّجدة و الشّجاعة ، و السّماحة ، فإنّهم جماع من الكرم ، و شعب من العرف . ( 37 ) ثمّ تفقّد من أمورهم ما يتفقدّه الوالدان من ولدهما ، و لا يتفاقمنّ في نفسك شيء قوّيتهم به ، و لا تحقرنّ لطفا تعاهدتهم به و إن قلّ ، فإنهّ داعية لهم إلى بذل النّصيحة لك ، و حسن الظّنّ بك . ( 38 ) و لا تدع تفقّد لطيف أمورهم اتّكالا على جسيمها ، فإنّ لليسير من لطفك موضعا ينتفعون به ، و للجسيم موقعا لا يستغنون عنه . ( 39 ) حسب ها ، و اهل خاندان هاى نيكوئى ، و پيشين ها از خصلت هاى خوب ، پس [ به ] اهل بلندى و بزرگى و دليرى و جوانمردى ، بدرستى كه ايشان جمع آورندگانند از خصلت هاى كرم ، و گروهى [ اند ] از نيكوئى . ( 37 ) پس باز جوى از كارهاى ايشان آنچه [ كه ] بجويد آن را پدر و مادر از فرزند [ ان ] شان ، و بايد كه بزرگ ننمايد در نفس تو چيزى كه تقويت كرده باشى ايشان را به آن ، و مشمر حقير لطفى را كه نظر داشته باشى ايشان را به آن و اگر چه اندك باشد ، [ پس ] بدرستى كه آن لطف وا خواننده است مر ايشان را وا بذل كردن نيك خواهى مر تو را ، و خوبى گمان به تو . ( 38 ) و دست مدار از جستن كارهاى باريك [ و كوچك ] ايشان [ به جهت ] تكيه كردن بر [ كارهاى ] بزرگ ايشان ، بدرستى [ كه ] مر اندك را از لطف [ و احسان ] تو جايگاهى [ است ] كه سودمند شوند به آن ، و مر [ لطف ] بزرگ [ تو را نيز ] جايگاهى [ است ] كه بى نياز نشوند از او . ( 39 ) و بايد كه باشد برگزيدهتر سرهاء
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٣٧