فالجنود ، بإذن اللّه ، حصون الرّعيّة ، و زين الولاة ، و عزّ الدّين ، و سبل الأمن ، و ليس تقوم الرّعيّة إلّا بهم . ثمّ لا قوام للجنود إلّا بما يخرج اللّه لهم من الخراج الّذي يقوون به في جهاد عدوّهم ، و يعتمدون عليه فيما أصلحهم ، و يكون من وراء حاجتهم . ( 32 ) ثمّ لا قوام لهذين الصّنفين إلّا بالصّنف الثّالث من القضاة و العمّال و الكتّاب ، لما يحكمون من المعاقد ، و يجمعون من المنافع ، و يؤتمنون عليها من خواصّ الأمور و عوامّها . ( 33 ) و لا قوام لهم جميعا إلّا پس لشكرها به دستورى خدا حصارهاى رعيتّ اند ، و زينت والى ، و عزّت دين ، و راههاى ايمن شد [ ن ] ، و نيست و نباشد برخاستن رعيّت الّا به ايشان ، پس نيست [ نظام و ] قوام [ مر ] لشكرها را مگر به آنچه [ كه ] بيرون آورد خدا براى ايشان از خراج ، آنك قوى شوند لشكريان در جهاد دشمن ايشان ، و اعتماد كنند ايشان بر او در آنچه [ به ] صلاح حال ايشان باشد ، و باشد از پس حاجت ايشان . ( 32 ) پس نيست قوام امور ، مر اين دو صنف را الّا به صنف و گروه سيّم : از قاضيان و عاملان و نويسندگان مر آنچه حكم كنند ايشان ، از عقدهاى نكاح و صلح و خزينه ، و گرد آورند از منفعت ها ، و امين مى سازند ايشان را بر او از خاص هاى كارها و عوام آن .
( 33 ) و نيست قوام امور مر ايشان را همه را الّا به بازرگانان و خداوندان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٣٥