تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
انظروا إذا أنا متّ من ضربته هذه ، فاضربوه ضربة بضربة ، و لا يمثّل بالرّجل ، فإنّي سمعت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - يقول : « إيّاكم و المثلة و لو بالكلب العقور » . ( 6 )

48 - و من كتاب له عليه السلام إلى معاوية

فإنّ البغي و الزّور يوتغان بالمرء في دينه و دنياه ، و يبديان خلله عند من يعيبه ، و قد علمت أنّك غير مدرك ما قضى فواته ، و قد رام أقوام أمرا به غير الحقّ . ( 1 ) فتأوّلوا على اللّه فأكذبهم ، اين زدن او ، [ پس ] بزنيد شما او را زدنى به زدنى . و بايد كه نكالت نكنند به [ بريدن اعضاى ] مرد ، بدرستى كه من شنيدم از رسول خدا - صلعم - كه مى گفت : بپرهيزيد شما از نكالت كردن و اگر چه به سگ گزنده باشد . ( 6 ) 48 - [ و از نامه‌هاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، وا معاويه : بدرستى كه ستم كردن و دروغ و بهتان هلاك كنند مرد را در دين او و دنياى او ، و ظاهر كنند خلل او را نزديك كسى كه عيب كند او را ، و بدرستى كه دانستى بدرستى كه تو نه دريابنده‌اى آنچه تقدير كردند فايت شدن او [ را ] ، بدرستى كه جستند گروهانى كارى [ را ] كه به غير حق بود [ مانند اصحاب جمل كه خون عثمان را طلب كردند ] . ( 1 ) پس تأويل كردند بر خداى [ تعالى قرآن را ] ، پس حكم كرد