إلى أهلك تراثك من أبيك و أمّك . ( 6 ) فسبحان اللّه أمّا تؤمن بالمعاد أو ما تخاف نقاش الحساب أيّها المعدود كان عندنا من ذوى الألباب ، كيف تسيغ شرابا و طعاما ، و أنت تعلم أنّك تأكل حراما ، و تشرب حراما ، و تبتاع الإماء و تنكح النّساء من مال اليتيم و المساكين و المؤمنين و المجاهدين ، الّذين أفاء اللّه عليهم هذه الأموال ، و أحرز بهم هذه البلاد . ( 7 ) فاتّق اللّه و اردد إلى هؤلاء القوم أموالهم ، فإنّك إن لم تفعل ثمّ أمكنني اللّه منك لأعذرنّ إلى اللّه مال را ] وا حجاز [ در حالى كه شادان و ] فراخ سينه [ بودى ] بر [ مى ] دارى او را ، جز بزهمند شمرنده [ خود را ] از گرفتن او ، و گويى تو - كه پدر مباد مر غير تو را - [ فرود آوردى ] وا اهل تو ميراث تو را از پدر تو و مادر تو ( 6 ) پس پاك و دور [ است خداوند ] از همه عيب ، اى ايمان نمى آرى تو به قيامت يا نمى ترسى تو زود حساب كردن را اى [ كسى كه ] شمرده [ شده ] بودى نزديك ما از خداوندان خرد ، چه گونه به گلو فرو برى شراب و طعام را و تو مى دانى بدرستى كه تو مى خورى حرام و مى آشامى حرام را ، و مى خرى كنيزكان را و نكاح مى كنى زنان را از مال بى پدران و مسكينان و مؤمنان و جهاد كنندگان ، آنان كه غنيمت داد خدا بر ايشان اين مال ها را ، و نگهداشت به ايشان اين شهرها را . ( 7 ) پس بپرهيز از خدا ، و رد كن به اين گروهان مردم مال ها ايشان را ، بدرستى كه تو اگر نكنى و به جا نياورى پس تمكين
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٨٩