عصي في أرضه ، و ذهب بحقهّ ، فضرب الجور سرادقه على البرّ و الفاجر ، و المقيم و الظّاعن ، فلا معروف يستراح إليه ، و لا منكر يتناهى عنه . ( 1 ) أمّا بعد ، فقد بعثت إليكم عبدا من عباد اللّه ، لا ينام أيّام الخوف ، و لا ينكل عن الأعداء ساعات الرّوع ، أشدّ على الفجّار من حريق النّار ، و هو مالك بن الحارث أخو مذحج ( 2 ) .
فاسمعوا له و أطيعوا أمره فيما طابق الحقّ ، فإنهّ سيف من سيوف اللّه ، نافرمانى كردند [ ستمگران ] او را در زمين او ، و ببردند حقّ خدا [ را ] ، پس بزد بيدادى و ظلم سرا پردهء خود را بر نيكوكار و نافرمان و دروغ زن ، و [ بر ] مقيم و كوچ كننده ، پس نه [ كار ] معروفى كه پناه دهند [ مردمان خود را ] در راحت به آن ، و نه منكرى كه باز استند از او . ( 1 ) امّا بعد از حمد ، بدرستى كه بفرستادم به شما بندهاى از بندگان خدا ، كه نشود غافل در روزهاى ترس ، و باز ناستد و بد دل نشود از دشمنان [ در ] ساعت هاى ترس ، سخت تر [ است ] بر نافرمانى كنندگان از سوزانيدن آتش ، و او مالك پسر حارث برادر مذحج - اسم قبيله [ اى است ] - . ( 2 ) بشنويد مر او را ، و مطيع شويد فرمان او را در آنچه مطابق حق باشد . بدرستى كه او شمشير [ ى ] است از
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٨٣