تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
قريشا و تركاضهم في الضّلال ، و تجوالهم في الشّقاق ، و جماحهم في التيّه ، فإنّهم قد أجمعوا على حربي كإجماعهم على حرب رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - قبلي ، فجزت قريشا عنّي الجوازي فقد قطعوا رحمي ، و سلبوني سلطان ابن أمّي . ( 3 ) و أمّا ما سألت عنه من رأيي في القتال ، فإنّ رأيي قتال المحلّين دست بدار از خود قريش را و دويدن ايشان در گمراهى ، و بسيارى جولان دادن ايشان در خلاف و عداوت ، و سركشى ايشان در حيرت ، بدرستى كه ايشان گرد آمدند بر حرب من همچو گرد آمدن ايشان بر حرب رسول خدا - صلعم - پيش از من ، پس جزا دهاد قريش را به جاى من جزا دهنده بدرستى كه قطع كردند خويشاوندى مرا ، و سلب كردند و بربودند خلافت پسر مادر مرا [ كه پيغمبر باشد ] ( 3 ) و امّا آنچه سؤال كردى تو از آن از تدبير من در كارزار ، بدرستى [ كه ] تدبير من كار زار [ كردن است با ] بيرون روندگان از عهد تا كه فرا رسم به [ ثواب ] خدا ، زيادت نكند مرا بسيارى مردمان [ در ] گرد من عزّت را ، و نه جدا [ و پراكنده ] شدن ايشان از من