تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
الشّبهات ، فجاروا عن وجهتهم ، و نكصوا على أعقابهم ، و تولّوا على أدبارهم ، و عوّلوا على أحسابهم ، إلّا من فاء من أهل البصائر . ( 1 ) فإنّهم فارقوك بعد معرفتك ، و هربوا إلى اللّه من موازرتك ، إذ حملتهم على الصّعب ، و عدلت بهم عن القصد ، فاتّق اللّه يا معاوية في نفسك ، و جاذب الشّيطان قيادك ، فإنّ الدّنيا منقطعة عنك ، و الآخرة قريبة منك ، و السّلام . ( 2 )

33 - و من كتاب له عليه السلام إلى قثم بن العباس و هو عامله على مكة

أمّا بعد ، فإنّ عيني - بالمغرب - كتب إليّ يعلمني أنهّ و باز گرديدند بر عقب هاى خويش ، و رو فرا كردند بر پشت به دادن ايشان ، و اعتماد كردند بر حسب هاى خويش ، مگر كسى كه باز گرديد [ به سوى حق ] از اهل حجتّ ها و عقل ها . ( 1 ) بدرستى كه ايشان مفارقت كردند از تو ، پس از شناختن [ ايشان راه باطل ] تو [ را ] ، و بگريختند وا خدا از موافقت تو در گناه ، آن گاه كه برداشتى ايشان را بر كار دشوار ، و بگردانيدى ايشان را از راه ميانه نگاه داشتن ، پس بپرهيز اى معاويه در نفس خود [ از انواع حيله و مكر ] ، و بكش از شيطان مهار خود را ، بدرستى كه دنيا منقطع شونده است از تو ، و آخرت نزديك آينده است به تو ، [ و السّلام ] . ( 2 ) 33 - [ و از نامه‌هاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] وا قثم پسر عبّاس ، و او عامل او بود بر مكهّ : امّا پس از حمد خدا ، بدرستى كه جاسوس من و ديده‌بان [ من ] به مغرب [ - يعنى