و عدوّ النّبيّ . و لقد قال لي رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « إنّي لا أخاف على أمّتي مؤمنا و لا مشركا ، أمّا المؤمن فيمنعه اللّه بإيمانه ، و أمّا المشرك فيقمعه اللّه لشركه . و لكنّي أخاف عليكم كلّ منافق الجنان ، عالم اللّسان ، يقول ما تعرفون ، و يفعل ما تنكرون » . ( 13 )
28 - و من كتاب له عليه السلام إلى معاوية جوابا ، و هو من محاسن الكتب
أمّا بعد ، فقد أتاني كتابك تذكر فيه اصطفاء اللّه سبحانه محمّدا عليه السّلام ، لدينه ، و تأييده إياّه به من أيدّه من أصحابه ، فلقد خبأ پيغمبر و دشمن پيغمبر ، و بدرستى كه گفت مرا رسول خدا « صلعم » : كه بدرستى كه من نمى ترسم بر امّت خود از مؤمن و نه از مشرك ، امّا مؤمن پس منع كند او را خدا به ايمان او ، و امّا مشرك پس قهر كند او را خدا براى شرك او ، و ليكن من مى ترسم بر شما هر منافقى را به دل [ و ] داننده به زبان ، گويد آنچه شناسيد شما ، و كند آنچه انكا [ ر ] كنيد شما . ( 13 ) 28 - [ و از نامههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، وا معاويه جوابى [ به نامهء او ] ، و او از خوبترين هاى نامه [ ها ] بود : پس از حمد خدا بدرستى كه آمد به من نامهء تو كه ياد كردى در او برگزيدن خدا - كه منزهّ است او - محمّد را « ع » براى دين او ، و تقويت كردن او [ تعالى ] او را به آن كس كه تقويت داد او را از اصحاب او . پس بدرستى كه وا پوشيد از ما روزگار از