تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ذرعك ، و تتأخّر حيث أخّرك القدر فما عليك غلبة المغلوب ، و لا لك ظفر الظّافر فإنّك لذهّاب في التيّه ، روّاغ عن القصد . ( 4 ) ألا ترى - غير مخبر لك ، لكن بنعمة اللّه أحدّث - أنّ قوما نمى ايستى اى مرد بر پهلوى خود به قدر قوّت خود ، و [ نمى ] شناسى تو عاجزى بازوى خود ، و باز پس نمى ايستى آنجا [ كه ] باز پس داشت تو [ را ] قضاء خدا پس نيست بر تو [ ضرر ] مغلوبيّت غلبه كرده [ شده ] ، و نيست مر تو را فيروزى يافتن فيروزى يابنده ، بدرستى كه تو هر آينه رونده‌اى در [ بيابان ] حيرت و بى آبى ، و باز استنده‌اى از راه راست . ( 4 ) اى نمى بينى تو - [ در حالى كه ] غير خبر دهنده [ ام ] مر