تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
إلّا من تثق به ، رافقا بمال المسلمين حتّى توصله إلى وليّهم فيقسمه بينهم ، و لا توكّل بها إلّا ناصحا شفيقا و أمينا حفيظا ، غير معنّف و لا مجحف ، و لا ملغب و لا متعب . ( 9 ) ثمّ احدر إلينا ما اجتمع عندك نصيرّه حيث أمر اللّه به ، فإذا أخذها أمينك فأوعز إليه ألّا يحول بين ناقة و بين فصيلها ، و لا يمصر لبنها فيضرّ ذلك بولدها ( 10 ) و لا يجهدنّها ركوبا ، و ليعدلنّ بين صواحباتها في ذلك و بينها ، و ليرفهّ على اللّاغب ، و ليستأن بالنّقب و الظّالع ، و ليوردها ما تمرّ به من الغدر ، اعتماد كنى به او ، [ در حالى كه ] مهربانى كنند [ ه باشد ] به مال مسلمانان تا كه برساند او وا وليّ ايشان ، پس قسمت كند ميان ايشان ، و وكيل مكن به [ گرفتن ] آن [ صدقه ] جز نيكو خواه مشفق و امين نگهبان [ را ] ، غير قهر كننده و نه تنگ فرا گيرنده ، و نه ماند [ ه ] و خسته كننده و نه به رنج آورنده . ( 9 ) پس برسان به ما آنچه جمع شد نزديك تو تا گردانيم آن را آنجا كه فرمود خدا به [ صرف ] آن [ مال ] ، پس چون فرا گيرد آن را امين تو امر كن به او تا مانع نشود ميان شتر ماده و ميان بچهّء ايشان ، و ندوشد تمام شير او را كه مضرّت دهد بدان به بچهّء آن ( 10 ) و به جهد [ و مشقّت ] نرساند ايشان را [ با ] سوار شدن ، و بايد كه راست دارد ميانهء ماننده‌هاى آن [ را ] در ركوب و ميان آن [ ها ] ، و بايد كه راحت دهد بر مانده [ و خسته ] شده ، و بايد كه تأنّى كند به [ شتر ] سوده سول و پشت گرفته ، و بايد كه وارد گرداند آن [ ها ] را آنچه بگذرد به آن از گوهاى آب ، و بايد كه بنگرداند ايشان را از نبات زمين وا ميان