تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

25 - و من وصية له عليه السلام كان يكتبها لمن يستعمله على الصدقات

و إنما ذكرنا منها جملا هاهنا ليعلم بها أنه عليه السلام كان يقيم عماد الحق ، و يشرع أمثلة العدل ، في صغير الأمور و كبيرها و دقيقها و جليلها . انطلق على تقوى اللّه وحده لا شريك له ، و لا تروعنّ مسلما و لا تجتازنّ عليه كارها ، و لا تأخذنّ منه أكثر من حقّ اللّه في ماله ( 1 ) فإذا قدمت على الحيّ فانزل بمائهم من أن تخالط أبياتهم ، 25 - [ و از وصيتّ هاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، بود كه مى نوشت او مر آن كس را كه عمل خواست او را بر [ جمع ] صدقات ، و بدرستى كه ياد كرديم ما از آن [ وصيّت ] جمله [ هايى در ] اينجا تا بدانند به او [ كه آن حضرت ] « ع » بود كه بپاى مى داشت ستون حق را ، و شروع مى كرد مانند [ ه‌هاى ] عدل را در كارهاى خرد و بزرگ آن ، و باريك آن و بزرگ او : برو [ تو ] اعتماد كرده بر پرهيزگارى خدا كه يگانه است او ، نيست انبازى مر او را ، و بايد كه نترسانى مسلمانان را ، و مگذر بر او [ در حالى كه ] كراهت دارنده [ است ] ، و فرا مگير از او بيشتر از حقّ خدا در مال او . ( 1 ) پس چون فرو آيى و در روى بر قبيله‌اى پس فرود آى به سر آب ايشان از آن كه بياميزى به خانه‌ها و خيمه‌هاى ايشان ،