ثمّ أمض إليهم بالسّكينة و الوقار ، حتّى تقوم بينهم فتسلّم عليهم . ( 2 ) و لا تخدج بالتّحيّة لهم ، ثمّ تقول لهم : عباد اللّه ، أرسلني إليكم وليّ اللّه و خليفته ، لآخذ منكم حقّ اللّه في أموالكم ، فهل للهّ في أموالكم من حقّ فتؤدوّه إلى وليهّ . ( 3 ) فإن قال قائل : لا ، فلا تراجعه ، و إن أنعم لكم منعم فانطلق معه من غير أن تخيفه أو توعده أو تعسفه أو ترهقه ( 4 ) فخذ ما أعطاك من ذهب أو فضّة ، فإن كانت له ماشية أو إبل فلا تدخلها إلّا بإذنه ، فإنّ أكثرها له ، فإذا أتيتها فلا تدخلها دخول متسلّط عليه و لا عنيف به .
( 5 ) و لا تنفّرنّ پس بگذر به ايشان به آرام دل و آهستگى تا كه قيام كنى [ و بايستى ] ميان ايشان ، پس سلام كنى بر ايشان . ( 2 ) و نقصان نكنى به تحيّت و سلام مر ايشان را ، پس بگوى مر ايشان را : بندگان خدا بفرستاد مرا به [ سوى ] شما ولىّ خدا و خليفهء خدا تا فرا گيرم از شما حقّ خدا را در مال ها شما پس هست مر خدا را در مال ها شما از حقّى ، پس ادا كنيد آن را وا ولىّ خدا ( 3 ) پس اگر گويد گويندهاى كه نه نيست پس مراجعت مكن به او ، و اگر گويد بلى مر شما را آرى گويندهاى ، پس برو با او از جز [ آن ] كه بترسانى او را يابيم كنى او را ، يا ظلم كنى او را يا كراهتى برسانى او را . ( 4 ) پس فرا گير آنچه بدهد تو را از زر يا سيم ، پس اگر باشد مر او را چهار پايى يا شترى پس مرو در ميان آن الّا به دستورى او ، بدرستى كه بيشترين [ مال ] مر او راست ، [ و چون در آمدى بر چهارپايان ] پس دخول مكن به آن چون در رفتن دست يابنده بر او ، و نه غمگين گرداننده و نه قهر كننده به او . ( 5 ) و بنرمانى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢١٤