تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بهيمة و لا تفزعنّها ، و لا تسوءنّ صاحبها فيها ، و اصدع المال صدعين ثمّ خيرّه ، فإذا اختار فلا تعرضنّ لما اختاره . ( 6 ) ثمّ اصدع الباقي صدعين ، ثمّ خيرّه ، فإذا اختار فلا تعرضنّ لما اختار [ ه ] . فلا تزال بذلك حتّى يبقى ما فيه وفاء لحقّ اللّه في ماله ، فاقبض حقّ اللّه منه . ( 7 ) فإن استقالك فأقله ، ثمّ اخلطهما ثمّ اصنع مثل الّذي صنعت أوّلا حتّى تأخذ حقّ اللّه في ماله . ( 8 ) و لا تأخذنّ عودا و لا هرمة و لا مكسورة و لا مهلوسة ، و لا ذات عوار ، و لا تأمننّ عليها چهارپايان را ، و نه بترسانى او را ، غمگين مگردان صاحب آن را در آن ، و جدا كن و قسمت [ كن ] مال را دو قسمت ، پس مخيّر گردان او را . پس چون اختيار كرد و برگزيد پس در معرض مرو مر آنچه را كه اختيار كرد او . ( 6 ) [ پس قسمت كن آن باقى مانده را به دو قسم ، پس از آن مخيّر ساز او را ، پس هرگاه كه اختيار كند يكى از آن دو را پس متعرّض مشو مر آن چيزى را كه اختيار كرده است ] ، و هميشه چنين قسمت كن به آن تا كه باقى ماند آنچه [ كه ] در او تمام [ داده ] شود مر حقّ خدا در مال او ، و فراگير حقّ خدا را از او . ( 7 ) پس اگر طلب باز گردانيدن كند از تو اقالت كن ، پس آميخته كن به هم ديگر ، پس بكن مانند آنك كردى تو اوّل [ بار ] تا كه فراگيرى حقّ خدا را در مال او . ( 8 ) و فرا مگير سال برآمده و نه پيرى پير و نه شكسته بازو و نه لاغر شده و نه خداوند عيب ، و امين مگردان بر آن صدقه جز كسى كه