و من كان من إماى - الّلاتي أطوف عليهنّ - لها ولد ، أو هي حامل ، فتمسك على ولدها و هي من حظهّ ، فإن مات ولدها و هي حيّة فهي عتيقة ، قد أفرج عنها الرّقّ ، و حرّرها العتق . ( 5 ) قوله عليه السلام في هذه الوصية : « و ألا يبيع من نخلها ودية » ، فإن الودية : الفسيلة ، و جمعها وديّ . قوله عليه السّلام : « حتى تشكل أرضها غراسا » فهو من أفصح الكلام ، و المراد به أن الأرض يكثر فيها غراس النخل حتى يراها الناظر على غير تلك الصفة التي عرفها بها فيشكل عليه أمرها و يحسبها غيرها . آن زنانى كه گرد مى آمدم بر ايشان كه مر او را فرزندى باشد ، يا آن زن بار دار باشد ، پس نگه دارند او را بر فرزند آن زن ، و آن زن [ را ] از نصيب ولد باشد به ميراث ، پس اگر بميرد فرزند او و [ در حالى كه ] او زنده است پس او آزاد است ، بدرستى كه برفت از او بندگى ، و آزاد كرد او را آزادى . ( 5 ) [ سخن آن حضرت عليه السّلام ] ، در اين وصيّت : « و بايد كه نفروشد از نخل او بچهّ [ را ] » ، بدرستى كه « وديهّ » : خار خرما است و جمع آن ودىّ باشد .
[ سخن آن حضرت عليه السّلام است ] : « تا خوب باشد آن زمين به درختان » ، پس اين از فصيح ترين سخن است ، و مراد به اين بدرستى كه [ آن ] زمين را [ گويند ] كه بسيار باشد در او درخت خرما تا كه بيند آن را نگرنده بر غير آن صفت آنك بشناخت آن را به آن ، پس مشكل باشد بر او كار آن ، و پندارد آن را جز آن .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢١٢