و بمناكب الهضاب ، لئلّا يأتيكم العدوّ من مكان مخافة أو من أمن . ( 2 ) و اعلموا أنّ مقدّمة القوم عيونهم ، و عيون المقدّمة طلائعهم ، و إيّاكم و التّفرّق ، فإذا نزلتم فانزلوا جميعا ، و إذا ارتحلتم فارتحلوا جميعا ، و إذا غشيكم اللّيل فاجعلوا الرّماح جنّة ، و لا تذوقوا النّوم إلّا غرارا و مضمضة .
12 - و من وصيته عليه السلام ، لمعقل بن قيس الرياحي حين أنفذه إلى الشام في ثلاثة آلاف مقدمة له :
اتّق اللّه الّذي لا بدّ لك من لقائه ، و لا منتهى لك دونه . و لا تقاتلنّ إلّا من قاتلك . و سر البردين ، و غوّر النّاس ، دشمن از جايگاه ترس يا از [ جاى ] ايمنى [ به مكروفن ] . ( 2 ) بدانيد بدرستى كه مقدمّهء قوم جاسوسان ايشانند ، و جاسوسان مقدمّه ديدهبانان ايشان ، و بر شما باد از جدائى ، پس چون فرود آئيد شما فرود آئيد همه ، و چون كوچ كنيد شما كوچ كنيد همه ، و چون به سر در آيد شما را شب [ پس ] گردانيد نيزهها را سپر خود ، و مچشيد خواب [ را ] مگر اندك ، و [ يا ] جنبانيدن پلك چشم . ( 3 ) 12 - [ و از وصيتّ هاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، مر معقل پسر قيس رياحى [ را ] ، هنگامى كه [ روان ] گردانيد او را به شام ، و آمد [ با ] سه هزار مرد پيش فرا داشته مر او را : بپرهيز از خدا آنك ناچار است مر تو را از رسيدن [ به ] او ، و نيست نهايت مر تو را جز او ، و بايد كه مقاتله نكنى مگر آنك مقاتله كنند با تو ، و برو در بامداد و شبانگاه ، و