و رفهّ في السّير ، و لا تسر أوّل اللّيل ، فإنّ اللّه جعله سكنا ، و قدرّه مقاما لا ظعنا ، فأرح فيه بدنك ، و روّح ظهرك . فإذا واقفت حين ينبطح السّحر ، أو حين ينفجر الفجر ، فسر على بركة اللّه . ( 1 ) فإذا لقيت العدوّ فقف من أصحابك وسطا ، و لا تدن من القوم دنوّ من يريد أن ينشب الحرب ، و لا تباعد منهم تباعد من يهاب البأس ، حتّى يأتيك أمري ، و لا يحملنّكم شنآنهم على قتالهم ، قبل دعائهم و الإعذار إليهم . ( 2 ) قيلوله [ كن با ] مردمان ، و به رفاهيّت رو در رفتن ، و مرو اوّل شب بدرستى كه خداى تعالى گردانيد [ او را ] آرامگاه [ و ] آرامش ، و تقدير كرد او [ را ] جاى اقامت نه كوچ كردن ، [ پس ] با راحت انداز در او تن خود را ، و راحت د [ ه ] پشت دابهّء خود را چون اسب و استر ، پس چون واقف شوى تو هنگامى كه رو بنمايد سحر يا هنگامى كه شكافه شود بامداد برو [ به ] بركت خدا . ( 1 ) پس چون برسى تو به دشمن بايست [ نسبت ] به اصحاب خود [ در ] ميانه ، و نزديك مرو [ به آن ] قوم [ چون ] نزديك شدن آن كس كه خواهد در آويزد به حرب ، و دور مشو از ايشان [ چون ] دور شدن كسى كه ترسد حرب را ، تا كه آيد به تو فرمان من ، [ و ] بر ندارد شما را دشمنى ايشان بر كار زار ايشان پيش از خواندن ايشان وا ايمان و اسلام و عذر [ و حجت ] آوردن وا ايشان . ( 2 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٩٤