على العصيان ، مصطلحون على الإدهان ، فتاهم عارم ، و شائبهم آثم ، و عالمهم منافق ، و قارؤهم مماذق ، لا يعظّم صغيرهم كبيرهم ، و لا يعول غنيّهم فقيرهم . ( 2 )
235 - و من كلام له عليه السلام
روى اليمامي عن أحمد بن قتيبة ، عن عبد اللّه بن زهير ، عن مالك بن دحيه ، قال : كنا عند أمير المؤمنين عليه الصّلوة و السّلام ، و قد ذكر عنده اختلاف الناس : إنّما فرّق بينهم مبادئ طينهم ، و ذلك أنّهم كانوا فلقة است ، و پير ايشان بزه كار است ، و عالم ايشان منافق ، و خوانندگان ايشان آميزنده است دوستى به دشمنى ، ندارد بزرگ خرد ايشان بزرگ ايشان را ، و عيال خود نگرداند توانگر ايشان درويش ايشان را . ( 2 ) 235 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، روايت كرد يمامى از احمد پسر قتيبه [ و او ] از عبد الله پسر زهير [ و او ] از مالك پسر دحيه ، گفت : بوديم نزد امير مؤمنان عليه الصّلوة و السّلام ، [ و ] بدرستى كه ذكر كرده [ بود ] ند نزديك او [ از ] اختلاف مردمان [ در خلقت و خلق ] : بدرستى كه پراكند ميان ايشان جاى هاى بدايت - در ابتداء آفريدن و گل انسان و عادت و طبيعت ايشان - گل ايشان ، و آن [ اين است ] بدرستى كه ايشان بودند پاره [ اى ] از شورهء زمين ، و خوش [ و شيرين ] آن ، و [ از ] درشت خاك ، و نرم آن ، پس