يعظّمون موت أجسادهم و هم أشدّ إعظاما لموت قلوب أحيائهم . ( 9 )
232 - و من خطبة له عليه السلام خطبها بذي قار ، و هو متوجه إلى البصرة ، ذكرها الواقدي في كتاب « الجمل » :
فصدع بما أمر به ، و بلّغ رسالة ربهّ ، فلمّ اللّه به سخت تر باشد به بزرگ داشت مر مرگ دل هاى زندگان [ خود را به سبب نداشتن حيات علم و معرفت ] . ( 9 ) 232 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، خطبه كرد اين را [ در ذى قار ] ، نام موضعى است [ در نزديكى بصره ] ، و او رو آورنده بود وا بصره ، و ذكر كرد [ ه است ] اين را واقدى در كتاب جمل : پس ظاهر [ كرد ] و سخن گفت [ حضرت رسالت ] به آنچه امر كردهاند او را ، و برسانيد پيغام پروردگار خود [ را ] ، پس با هم آورد خدا به [ وسيلهء ] او شكاف [ و پراكندگى ]