فإنّها غرّارة خدوع ، معطية منوع ، ملبسة نزوع ، لا يدوم رخاؤها ، و لا ينقضي عناؤها ، و لا يركد بلاؤها ( 8 ) منها في صفة الزّهاد : كانوا قوما من أهل الدّنيا و ليسوا من أهلها ، فكانوا فيها كمن ليس منها ، عملوا فيها بما يبصرون ، و بادروا فيها ما يحذرون ، تقلّب أبدانهم بين ظهراني أهل الآخرة ، و يرون أهل الدّنيا را . ( 7 ) پس بپرهيزيد از دنيا كه او فريبنده است ، بسيار فريبنده است ، دهنده [ اى ] است باز دارنده ، پوشنده [ اى ] است بركننده ، دائم نباشد آسايش او ، و منقضى نشود رنج او ، و بنايستد بلاء او . ( 8 ) [ بعضى از اين خطبه در صفت زاهدان است ] : [ آنان ] بودند گروهى از اهل دنيا و [ حال آن كه ] نيستند از اهل او ، پس بودند و باشند در او همچو كسى كه نيست از [ اهل ] او ، عمل كنند در آن دنيا به آنچه بينند ، و پيش گيرند در او آنچه [ را كه ] حذر كنند [ از آن ] مى گردند تنهاى ايشان ميان اهل آخرت [ آن چنان كه گويى با ايشان محشوراند ، و مى ] بينند اهل دنيا را [ كه ] بزرگ داشتى كنند مرگ تنهاى خود را و [ حال اين كه ] اين زاهدان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٥٧