تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
أقام السّنّة ، و خلّف الفتنة و ذهب نقيّ الثّوب ، قليل العيب . أصاب خيرها ، و سبق شرّها . أدّى إلى اللّه طاعته ، و اتقّاه بحقهّ . رحل و تركهم في طرق متشعّبة ، لا يهتدي فيها الضّالّ ، و لا يستيقن المهتدي .

230 - و من كلام له عليه السلام في وصف بيعته بالخلافة و قد تقدم مثله بألفاظ مختلفة .

و بسطتم يدي فكففتها ، و مددتموها فقبضتها ، ثمّ تداككتم دوا كرد درد كوهان را ، بپاى داشت نهاد و سنّت را ، و با پس گذاشت فتنه را ، و برفت [ از دنيا در حالى كه ] پاك جامه [ بود ، و ] اندك عيب ، برسيد [ به ] خير آن سنّت ، و پيشى گرفت شرّ آن را ، ادا كرد وا خدا طاعت او را ، و رو آو [ ر ] د او به حقّ خود ، رحلت كرد و بگذاشت ايشان را در راه‌هاى پراكنده و متفرّق ، كه مهتدا نشود در آن گمراه ، و به يقين نباشد راه يابنده . 230 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السّلام - است ] ، در صفت كردن بيعت او به خلافت ، و بدرستى كه پيش رفت از [ مثل اين كلام ] به لفظهاى مختلف [ و گوناگون ] : و بگسترانيديد شما [ براى بيعت ] دست من [ را ] پس باز داشتم آن را ، و بكشيديد شما
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 152 | خطب الإمام علي ( ع ) / مجهول قرن 5 و 6