في مراسيها ، و ألزمها قراراتها ، فمضت رءوسها في الهواء ، و رسبت أصولها في الماء ، فأنه جبالها عن سهولها ، و أساخ قواعدها في متون أقطارها و مواضع أنصابها . ( 3 ) فأشهق قلالها ، و أطال أنشازها ، و جعلها للأرض عمادا ، و أرزها فيها أوتادا ، فسكنت على حركتها من أن تميد بأهلها ، أو تسيخ بحملها ، و تزول عن مواضعها . ( 4 ) فسبحان من أمسكها بعد موجان جاى بداشت آن زمين را در جاى به داشتن آن ، و لازم گردانيد آن را [ در ] قرارگاههاى آن ، پس بگذشت سرهاء آن كوهها در هوا ، و استوار كرد اصل و بيخ آن را در آب ، پس برداشت [ و بلند گردانيد ] كوههاى آن را از [ زمين ] نرم آن ، و استوار كرد بنيادهاى آن را در پشتههاى كنارهاى آن [ زمين ] ، و [ در ] جاى هاى نصب كردن آن .
( 3 ) پس عالى گردانيد سرهاء آن كوهها را ، و دراز كرد [ جاى هاى ] بلند آن را ، و گردانيد آن كوه را براى زمين ستون ، و با هم آورد [ و استوار كرد آن كوهها را ] در آن [ زمين همچون ] ميخ ها ، پس آرام گرفت بر جنبيدن آن از آن كه بگرداند [ و حركت دهد ] اهل خود را ، يا فرو بر [ د ] بار خود را ، يا زايل شود از موضع هاى آن . ( 4 ) پس پاك است و منزهّ آن كس كه نگهداشت آن را پس از آشوب كردن آب هاى آن ، و
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٠٣