تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
سمعوه منه أنهّ ، منسوخ لرفضوه . ( 7 ) و آخر رابع ، لم يكذب على اللّه ، و لا على رسوله ، مبغض للكذب خوفا للهّ ، و تعظيما لرسوله صلّى اللّه عليه و آله و لم يهم ، بل حفظ ما سمع على وجهه ، فجاء به على ما سمعه ، لم يزد فيه و لم ينقص منه ، و حفظ النّاسخ فعمل به ، و حفظ المنسوخ فجنّب عنه ، و عرف الخاصّ و العامّ ، فوضع كلّ شيء موضعه و عرف المتشابه و محكمه . ( 8 ) و قد كان يكون من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الكلام له وجهان : فكلام خاصّ ، و كلام عامّ ، فيسمعه من لا يعرف ما حكم منسوخ است هر آينه ترك مى كردند آن حكم را ] . ( 7 ) و ديگر چهارمى است كه دروغ نگفت بر خدا و نه بر رسول او [ و ] دشمن دارنده [ است ] مر دروغ را از ترس خدا ، و بزرگ داشت مر رسول خدا را - صلعم - و وهم نكرد ، بلكه ياد گرفت [ از پيغمبر ] آنچه شنيد بر وجه آن ، پس آورد به آن بر آنچه شنيد آن را ، [ كه ] زايد نكرد [ در آن ] و نقصان نكرد از او ، و ياد گرفت ناسخ را پس كار كرد به آن ، و ياد گرفت منسوخ را پس دور شد از آن ، و بشناخت خاص را و عام را پس بنهاد هر چيزى را به جاى آن ، و بشناخت متشابه را و محكم را . ( 8 ) و بدرستى كه مى بود از رسول خدا - صلعم - سخنى كه مر او را دو رو [ ى ] بود ، پس سخنى بودى خاص ، و سخنى [ بو ] دى عام ، پس شنيدى [ آن را ] كسى كه نشناختى آنچه خواست خدا به