مياهها ، و أجمدها بعد رطوبة أكنافها ، فجعلها لخلقه مهادا ، و بسطها لهم فراشا فوق بحر لجّيّ راكد لا يجري ، و قائم لا يسري ، تكركره الرّياح العواصف ، و تمخضه الغمام الذّوارف ، « إنّ في ذلك لعبرة لمن يخشى » . ( 5 )
212 - و من خطبة له عليه السلام
اللّهمّ أيّما عبد من عبادك سمع مقالتنا العادلة غير الجائرة ، و المصلحة في الدّين و الدّنيا ، غير المفسدة ، فأبى بعد سمعه لها إلّا النّكوص عن نصرتك ، و الإبطاء عن إعزاز دينك . ( 1 ) فإنّا نستشهدك خشك گردانيد بعد از ترى كنارههاى آن ، پس گردانيد آن زمين را براى خلق خود بسترها ، و بگسترانيد آن را براى ايشان [ مانند ] فراشى ، بالاى درياى عميق ايستاده كه جارى نباشد ، و استاده [ اى ] كه نرود ، كه بگرداند آن را بادهاء سخت جهندهها ، و بجنباند او را ميغ آب ريزانندهء شتاب كننده ، « بدرستى كه در آن [ آثار ] هر آينه دليلى و عبرتى باشد مر آن كس را كه بترسد » . ( 5 ) 212 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السّلام - است ] : اى بار خدا هر كدام بنده از بندگان تو [ كه ] بشنيد گفتار ما را [ كه ] راست باشنده [ است ] غير گردنده [ از حق ] ، و صلاح آورنده [ است ] در دين و دنيا غير تباه كننده ، پس باز استاد [ از قبول ] ، بعد از شنيدن آن [ گفتار ، نيست ] مر آن را [ سببى ] جز باز استادن و فرار [ كردن ] از نصرت تو ، و درنگ كردن از قوى كردن و عزيز گردانيدن