أنا فيه برأيي ، و لا وليتّه هو منّي ، بل وجدت أنا و أنتما ما جاء به رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - قد فرغ منه . ( 4 ) فلم أحتج إليكما فيما قد فرغ اللّه من قسمه ، و أمضى فيه حكمه ، و ليس لكما ، و اللّه ، عندي و لا لغيركما في هذا عتبى ، أخذ اللّه بقلوبكم و قلوبنا إلى الحقّ ، و ألهمنا و إيّاكم الصّبر .
ثم قال عليه السلام : رحم اللّه رجلا رأى حقّا فأعان عليه ، و رأى جورا فردهّ ، و كان بالحقّ عونا على صاحبه . ( 5 ) آنچه ذكر كرديد شما از كار تسويه به عطا دا [ دن ] ، بدرستى كه آن كارى است كه حكم نكردم من در آن به راى خود ، و نه اختيار كردم من به آرزوى خود ، بلكه يافتم من و [ يافتيد ] شما آنچه [ كه ] آورد آن را رسول خدا - صلعم - بدرستى كه فارغ [ گرديده ] شد از او . ( 4 ) پس احتياج نبو [ د مرا ] وا شما در آنچه بدرستى كه فارغ شد خدا از قسمت آن ، [ و ] بگذرانيد در آن حكم خود را ، و نيست مر شما را بحقّ خدا نزديك من و نه مر غير شما را در اين [ كار ] آشتى خواستن ، فراگيرد خدا به دل هاى شما و دل هاى ما وا حق [ و صواب ] ، و فرا دل دهاد ما را و شما را صبر [ كردن ] ، پس گفت عليه السلام : رحمت كناد خدا مردى را كه بيند حق را پس يارى كند بر او ، و بيند جور را پس باز گردا [ ند ] او [ را از بندگان ] ، و باشد به حق يار [ ى دهنده ] بر صاحب خود . ( 5 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٩١