تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨

179 - و من كلام له عليه السلام

قاله لذعلب اليمانى و قد سأله : هل رأيت ربك يا امير المؤمنين فقال عليه السلام : أ فأعبد ما لا أرى فقال : فكيف تراه قال : لا تدركه العيون بمشاهدة العيان ، و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان . قريب من الأشياء غير ملابس ، بعيد منها غير مباين ، متكلّم لا برويّة ، مريد لا بهمّة ( 1 ) صانع لا بجارحة . لطيف لا يوصف بالخفاء ، كبير لا يوصف بالجفاء ، بصير لا يوصف بالحاسّة ، رحيم لا يوصف بالرّقّة . تعنو الوجوه لعظمته ، 179 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] گفت او مر ذعلب يمانى را ، و بدرستى كه سؤال كرد از او - عليه السّلام : هست كه ديدى پروردگار خود را اى امير مؤمنان پس گفت عليه السّلام : اى پرستم آن را كه نبينم پس گفت : چه گونه ديدى او را گفت : در نيابد او را چشم ها به مشاهدهء عيان [ و ] معاينه ، و ليكن در بيابد او را دل ها به حقيقت هاى ايمان ، [ او سبحانه ] نزديك است به چيزها نه بساينده ، دور است از آن نه جدا شونده ، سخن گوينده است بى انديشه ، خواهندهء [ چيزها ] است بى همّت [ و قصد ] . ( 1 ) [ درست ] كننده است بى آلت ، لطيف است نه كثيف [ كه ] صفت نكنند او را به نهان شدن ، بزرگ است [ كه ] صفت نكنند او را به صفت جفا كردن ، بينا است [ كه ] صفت نكنند او را به حاسهّء چشم ، رحيم است [ كه ] صفت نكنند او را به نرم دلى ، فروتنى كند روى ها براى بزرگى او ،