للشّاهد أن يرجع ، و لا للغائب أن يختار . ( 3 ) ألا و إنّي أقاتل رجلين : رجلا ادّعى ما ليس له ، و آخر منع الّذي عليه . ( 4 ) أوصيكم بتقوى اللّه فإنّها خير ما تواصى العباد به ، و خير عواقب الأمور عند اللّه . و قد فتح باب الحرب بينكم و بين أهل القبلة ، و لا يحمل هذا العلم إلّا أهل البصر و الصّبر و العلم بمواضع الحقّ .
( 5 ) فامضوا لما تؤمرون به ، وقفوا عند ما تنهون عنه ، تعيين ] ، پس نيست مر حاضر را كه باز گردد و نه مر غايب را كه اختيار كند [ از براى خود ديگرى را ] . ( 3 ) بدان بدرستى كه من مقاتله كنم با دو مرد : مردى كه دعوى كرد آنچه نيست مر او را [ چون معاويه ] ، و ديگرى كه باز داشت آنك بر او است حقّى كه لازم است [ چون طلحه و زبير ] . ( 4 ) وصيّت مى كنم شما را به تقواى خدا ، بدرستى كه آن بهترين آنچه وصيّت كنند بندگان را به آن ، و بهترين عواقب ها و كارها نزديك خدا [ است ] ، و بد [ ر ] ستى كه بگشادهاند در حرب را ميان شما و ميان اهل قبله [ كه مدّعيان اسلام اند ] ، و بر ندارند اين علم را جز اهل بصارت [ و ] بينايى ، و [ اهل ] صبر بر جايگاه مكاره ، و اهل علم به جاى هاى حق . ( 5 ) [ پس ] بگذريد [ و به جا آوريد ] مر آنچه مى فرمايند شما را به آن ، و بايستيد نزديك آنچه نهى مى كنند از او ، و تعجيل مكنيد در كارى تا كه بشناسيد حقّ را ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤١٩