بيوتهما ، و أبرزا حبيس رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - لهما و بغيرهما ، في جيش ما منهم رجل إلّا و قد أعطاني الطّاعة ، و سمح لي بالبيعة ، طائعا غير مكره . ( 5 ) فقدموا على عاملي بها و خزّان بيت مال المسلمين و غيرهم من أهلها . فقتلوا طائفة صبرا ، و طائفة غدرا . ( 6 ) فو اللّه أن لو لم يصيبوا من المسلمين إلّا رجلا واحدا معتمدين لقتله ، بلا جرم جرهّ ، لحلّ لي قتل ذلك الجيش كلهّ . ( 7 ) إذ حضروه فلم ينكروه و لم يدفعوا عنه بلسان و لا يد . دع ما داشتند - و بيرون آوردند باز داشتهء رسول خدا را - [ صلعم - كه ممنوع بود ظهور او ] براى ايشان و به غير ايشان دو كس ، در [ ميان ] لشكرى كه نيست از ايشان مردى مگر و بدرستى كه داد مرا او طاعت [ خود ] ، و سخاوت كرد مرا به بيعت [ خود ] ، [ در حالى كه ] رغبت نماينده [ بود ] به خوشى [ به طاعت من ] ، جز [ آن كه ] كراهت داشته [ باشد ] . ( 5 ) پس برسيدند بر عامل من به آن [ بصره ] ، و [ بر ] خازنان بيت المال مسلمانان و غير ايشان از اهل آن ، پس بكشتند گروهى را بصبر و حبس ، و گروهى بغدر . ( 6 ) بحقّ خدا اگر نكشته باشند از مسلمانان الّا يك مرد را [ كه ] قصد كنندگان [ بودند ] به كشتن او ، بى [ آن ] كه جرم كرد [ ه باشد ] او ، هر آينه حلال باشد مرا كشتن آن لشكر همهء آن . ( 7 ) چون حاضر شدند به او پس انكار نكردند او را ، و باز نداشتند [ قتل را ] از [ آن مرد : نه ] به زبان و نه [ به ] دست . دست بدار
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤١٧