و أقام من شواهد البيّنات على لطيف صنعته ، و عظيم قدرته . ما انقادت له العقول معترفة به ، و مسلّمة له . ( 1 ) و نعقت في أسماعنا دلائله على وحدانيتّه ، و ما ذرأ من مختلف صور الأطيار الّتي أسكنها أخاديد الأرض ، و خروق فجاجها و رواسي أعلامها : من ذوات أجنحة مختلفة ، و هيئات متباينة ، مصرّفة في زمام التّسخير ، و مرفرفة بأجنحتها في مخارق الجوّ المنفسح ، و الفضاء المنفرج . ( 2 ) كوّنها بعد إذ لم تكن في عجائب صور ظاهرة ، و ركّبها في حقاق مفاصل محتجبة ، و منع بعضها بعبالة خلقه حركات ، و اقامت كرد از مخلوقات حجتّ هاى روشن بر لطيفى صنعت او ، و بزرگى قدرت او آنچه [ را كه ] منقاد باشند مر او را عقل ها [ در حالى كه ] معترف شده [ اند ] به آن و گردن نهاده مر او را .
( 1 ) و آواز كرد در گوش هاى ما دليل هاى او بر يگانگى او تعالى ، و آنچه بيافريد از اختلاف صورت ها [ ى ] مرغان آنك آرامانيد آن را [ در ] شكاف هاى زمين ، و شكاف هاى راهها [ ى ] آن ، و [ در سر ] كوههاى استوارهاى آن : از خداوندان پرهاى مختلفه ، و صورت هاى جدا شونده ، گرداننده [ شده ] در مهارهاى رام كننده ، و جنباننده [ و ] وا هم گشاده پرهاى خود در شكاف هاى هواء فراخ ، و فراخ ناى گشاده ( 2 ) [ پديد آورد آن مرغان را و ] حاصل شد پس از آن كه نبود در عجايب صورت هاى ظاهره ، و تركيب كرد آن را در حق ّهاى مفصل هاى پوشيده و باز داشته ، و باز داشت بعض آن را به بزرگى خلق و گرانى چون شتر مرغ ، آن كه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٩٤