تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
لنيّرة ، لها أعلام ، و إنّ البدع لظاهرة لها أعلام . ( 5 ) و إنّ شرّ النّاس عند اللّه إمام جائر ضلّ و ضلّ به ، فأمات سنّة مأخوذة ، و أحياء بدعة متروكة . ( 6 ) و إني سمعت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - يقول : يؤتى يوم القيامة بالإمام الجائر و ليس معه نصير و لا عاذر ، فيلقى في [ نار ] جهنّم ، فيدور [ فيها ] كما تدور الرّحى ، ثمّ يرتبط في قعرها . ( 7 ) و إني لأنشدك اللّه أن تكون إمام هذه الأمّة المقتول ، فإنهّ كان يقال : يقتل في هذه الأمّة إمام يفتح عليها القتل و القتال إلى يوم القيامة و يلبّس أمورها عليها ، و يبثّ الفتن فيها . ( 8 ) فلا يبصرون الحقّ من بدعتى مجهوله را ، و بدرستى كه سنتّ ها و نهادها روشن است ، مر او را نشانه‌ها است ، و بدرستى كه بدعت ها ظاهر شده است مر آن را علم ها و نشانه‌ها است . ( 5 ) و بدرستى كه بدترين مردمان نزديك خدا امامى جور كننده باشد [ كه ] گمراه شد و گمراه گشتند به دو ، پس زايل كرد سنّتى [ را كه از پيغمبر ] فرا گرفته ، و زنده گردانيد بدعتى [ كه ] ترك كرده [ شده است ] . ( 6 ) و بدرستى كه من شنيدم رسول خدا را - درود داد خدا بر او و آل او - كه گفت : بيارند روز قيامت امام جائر را و نباشد با او يارى دهنده‌اى ، و نه عذر خواهى ، پس در - اندازند او را در آتش دوزخ ، پس گردد در او چنان كه دور كند آسيا ، پس باز بندند او را در قعر آن . ( 7 ) و من درخواست مى كنم [ تو را ] از خدا آنك [ مبادا ] باشى تو امام و پيشواى اين امّت كه كشته شوى پس بدرستى كه مردمان مى گفتند : كه بكشند در اين امّت امامى كه بگشايند بر آن امّت قتل و كار زار را وا روز قيامت ، و پوشيده گرداند قتل كارهاى امّت [ را ] بر امّت ، و پيدا كند فتنه‌ها را در آن امّت . ( 8 ) پس نمى بينند حق [ را ] از باطل ، موج مى كنند در