الأرحام ، و مضاعفات الأستار . ( 7 ) بدئت من سلالة من طين ، و وضعت « في قرار مكين ، إلى قدر معلوم » ، و أجل مقسوم .
تمور في بطن أمّك جنينا لا تحير دعاء ، و لا تسمع نداء . ( 8 ) ثمّ أخرجت من مقرّك إلى دار لم تشهدها ، و لم تعرف سبل منافعها .
فمن هداك لاجترار الغذاء من ثدي أمّك ، و حرّكك عند الحاجة إلى موضع طلبك و إرادتك . ( 9 ) هيهات إنّ من يعجز عن صفات ذي الهيئة و الأدوات فهو عن صفات خالقه أعجز ، و من تناوله بحدود المخلوقين أبعد . ( 10 ) نگهداشته [ شده ] در تاريكى هاى رحم ها ، و تو ور توها [ ى ] پردهها . ( 7 ) ابتدا كردند تو را از بيرون كشيدن از گل ، و بنهادند تو را در رحم مادر استوار ، وا مدّت معلوم و اجلى قسمت كرده ، بگرد [ يد ] ى در شكم مادر خود [ آن گاه كه بودى ] بچهّ ، [ و ] اجابت نكردى خواندن را ، و نشنود [ ى ] آواز [ را ] . ( 8 ) پس بيرون آوردند تو را از جاى قرارگاه تو وا سرائى كه نديدى آن را ، و نشناختى راههاى منفعت هاى آن را ، پس كه راه نمود تو را براى كشيدن غذا از پستان مادر تو ، و در حركت آورد تو را نزديك حاجت وا جاى هاى حاجت تو و خواهش تو ( 9 ) چه دور است [ پى بردن به كنه ذات او ] بدرستى كه هر كه عاجز شود از صفات خداوند شكل و صورت و آلات ، پس او از صفت هاى خالق او عاجزتر باشد ، و از فرا گرفتن او را به حدهاء مخلوقات دور تر . ( 10 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٨٩