يَصْنَعُونَ . ( 3 )
163 - و من خطبة له عليه السلام
منها
الحمد للهّ خالق العباد ، و ساطح المهاد ، و مسيل الوهاد ، و مخصب النّجاد . ليس لأولّيتّه ابتداء . و لا لأزليتّه انقضاء .
هو الأوّل و لم يزل ، و الباقي بلا أجل . خرّت له الجباه ، و وحدّته الشفّاه . ( 1 ) حدّ الأشياء عند خلقه لها إبانة له من شبهها . لا تقدرّه الأوهام بالحدود و الحركات ، و لا بالجوارح و الأدوات . لا يقال له : متى و لا يضرب له أمد بحتّى . الظّاهر لا يقال له : ممّا آنچه مى كنند » . ( 3 ) 163 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السلام - است ] شكر و سپاس مر خدا را [ كه ] آفرينندهء بندگان است ، و گسترانندهء بسترها ، يعنى زمين ، و روان كنندهء [ آب در ] زمين ها [ ى ] در گو افتاده ، و فراخ سالى آورنده د [ ر ] زمين هاى بلند ، نيست مر اوّليّت او را ابتدائى ، و نه مر ازليّت او را منقضى شدنى ، او است اوّل هميشه ، و باقى بى اجل ، در افتادند در رو مر او را پيشانى ها ، و به يگانگى صفت كردند او را لب ها . ( 1 ) حدّ با ديد كرد و تميز كرد چيزها را نزديك خلق [ كردن ] مر آن را براى جدا كردن از مانند آن ، اندازه بديد نكند او را وهم ها به حدّها و حركت ها ، و نه به جوارح ، يعنى اعضا و آلات ، نگويند مر او را [ كه از ] كى [ است ] و بديد نكنند مر او را مدّتى تا چند ، پيدا [ است ] به